![]() |
![]() |
|
| در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن* یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن |
|
اگه لایق عشق تو نبودم
اگه خالی شد از تو وجودم اگه پا روی عهدم گذاشتم ولی ... دوست که داشتم نداشتم؟؟؟ بیا از سر خط باورم کن من ِ عاشقُ عاشقترم کن نمیخوام قربونی خزون شم تو با دست خودت پرپرم کن منو ببخش اگه کم آوردم اگه فریب دنیارو خوردم منو ببخش اگه از رو غفلت دلمو به سیاهیا سپردم نذار بیشتر از این دلم برنجه نجاتم بده از این شکنجه بیا پیرهن عشقو تنم کن توی تاریکیا روشنم کن منم وغرور تیکه پاره منم و آسمون بی ستاره حالا سهم من از تو سکوته حالا عاشق تو روبه روته دیگه نمیخوام از تو جدا شم دیگه نمیخوام آشفته باشم آخه بی تو به لب رسیده جونم دیگه قول میدم عاشق بمونم اگه آدم خوبی نبودم اگه یخ زده دستای کبودم اگه آبروی عشقو بردم ولی چوبشو خوردم نخوردم؟؟؟ منو ببخش...! اگه بی هدف و بی فروغم اگه زخمیه دشنه ی دروغم اگه دلمو از عشقت بریدم ولی داغشو دیدم ندیدم؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به تو باختمو تو این بازی رو بردی ،تبریک
زیر و رو شدم به روتم نیاوردی، تبریک بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی، تبریک مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات حق داری گریه هامو ببینی و بخندی آزادی تا به هر کی دوس داری دل ببندی روز من تاریک شد... تبریک شب به من نزدیک شد ، تبریک جاده ی عاشقی ما مثل مو باریک شد...تبریک |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|