![]() |
![]() |
|
| در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن* یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن |
|
چی نصیبت میشه وقتی زجرم میدی من به تو دل بستم کاش که میفهمیدی چی نصیبت میشه وقتی من داغونم وقتی که با گریه به تو میفهمونم چی نصیبت میشه وقتی من بی تابم وقتی که از غصه تا سحر بی خوابم این حقیقت داره من به تو دل بستم کاش که میفهمیدی چقدر عاشق هستم میدونی بعدتو دلم از غم ، خونه واسه تو درمونه درد من آسونه داره عادت میشه شبای شب گردی کاش میموندی پیشم آرومم میکردی گریمو میبینی بیخیال رد میشی تو که اینقدر خوبی پس چرا بد میشی چی نصیبت میشی وقتی من جون میدم کاشکی عشقو یک بار توو چشمات میدیدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 7 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
اگه صدامو میشنوی اون عاشق همیشگی اومد بهت سر بزنهیاد روزای عاشقی یادت میاد قرارمون گل از تووگلدون میچیدیم خودکشی عطر گلو جلو چشمامون میدیدیم قرار آخر یادته گفتی واست گل بیارم پاشو واست گل خریدم رو سنگ قبرت میذارم غروب که میشه دل من بازم هواتو می کنه چطور خدا دلش اومد تورو ازم جدا کنه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
کسی که میرود را به زور نمیتوانم نگهدارم
چون همان راه شایسته اش است عشق یک زخم قلب است که با گذر زمان فراموش میشود از هم جدا شدیم در این خیری نیست آیا درب قلبم را عشق تازه ای می تواند بکوبد؟ پشت سرت هیچ وقت نمی سوزم و زمین نمی خورم چون با عشق های دیگر فرق بزرگی داری یک ، به کسی که میرود هرگز"بمان"نمی گویم دو ، خودم را برای عشق اذیت نمی کنم و از بین نمی برم سه ، دشمن شدن و جدایی شایسته تو نیست "و آخرین حرفم به تو "امیدوارم شانس های خوب داشته باشی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 3 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
MAN fahmidam ke dost dashtan faghat doroghe va bas
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 2 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
آخ که چه ساده میگذری رو قلب من پا میذاری
وقتی میگی میخوام برم غم روی غمهام میذاری یه روز میگی خسته شدی یه روز میگی دوسم داری یه روز توو اوج بی کسی میریو تنهام میذاری از تو مینویسه یه عاشق بی بهونه اشک سردش میریزه روی گونه نیستی ببینی ستاره ی من آسمون دلو گم کرده دوباره بخت سیاهش دلو میسوزونه،طفلی دل من که بیگناهه امشب دوباره این دل تنگم دیوونه میشه از غصه ی رفتن خاطراتو برام میاره ابر خزون روی گونه ی سردم بازیچه ی دست تو بود این دل صاف و صادقم تو که دم از غم میزنی نمی دونی که عاشقم یه روز میگی خسته شدم یه روز میگی میخوام برم بیا بمون توو لحظه هام دردتو با جون میخرم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 2 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
تو عشق منی جون منی عمر منی بی من نرو... چرا وقت رسیدن حرف رفتن میزنی بی من نرو... نباید عهد و پیمون قدیمو بشکنی بی من نرو... تموم دنیا میدونن بدون تو میمیرمو پرنده میشم توو هوات درد قفس میگیرمو... زخمی میشه بال و پرم وقتی که میخوام بپرم همسفر ترانه هام بی تو بگو کجا برم؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 3 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
روزی صد دفعه واست میمیرم
به یاد چشمات اشک می ریزم لعنت به اون شب سرد و تاریک که دستای تورو ازدست من جدا کرد لعنت به رسم زمونه که قلب تورو از قلب من رها کرد نبودت سخته،نمیتونم فراموشت کنم آخه حیف نبود میدونم که فراموشت شدم عزیزترین کس بودی تو برام تا به حال یعنی دروغ بود حرفات؟حتی نامه هات؟ چشم باز کن احساس کن تو، منو مهر ابراز کن انکار نکن تو شبو داری میری میدونم سخته،ولی مسخره ست چرا قبله ام شدی منم شدم بت پرست گلم بیا پیشم تا داستان ما راست شه گفته بودی دوسم داری اینو یادت هست؟؟؟؟ برو عشق من خدا به همرات شکایتی نیست...خوشبختی توشه ی راهت بدون یاد تو توو قلب من میمونه توو هر کوچه ای از تو هست یه نشونه نمیدونم از کی چطور رابطه سرد شد بین منو تو دیگه همه دیوارا سد شد بذار بگم همه بدونن که علت چیه چیزی نبوده جز هوس، آره علت اینه من قدر دونستم تو ندونستی قدرم توو دریای اشکم،ولی واسه تو قطره ام بذار بدونه که حتی از من نیست دیگه یه نشونه که هر بار از قصد بگیری تو یه بهونه شاید که این زمونه نبوده درمون دل خسته ام رابطه تمومه آره هستم،حیف که خسته ام دیگه نیا ...برو تموم درهارو بستم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
این عکسی که میبینید ۱۳ بدر امسال خودم گرفتم واقعا جالبه مگه نه!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
توی نگاه آخرت لحظه ی خدافظی گریه ی بی وقفه ی من توو اون روزای کاغذی قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار چه بی دووم بود قول ما ، جداشدیم آخر کار توو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم رفتم از این دیار آرزوهامو میکشم کوله بارم پر حسرت ، توو دلم یه دنیا درده مثل آواره ای تنها توو خیابونی که سرده تا خیالت به سرم میزنه گریه ام میگیره آروم آرومدل تنگم داره بی تو میمیره گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم بی تو اینجارو نمیخوام میرمو برنمیگردم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
کجاست بگو اونکه برات میمرده کو؟ اونکه قسم میخورده که دوستت داره اما به جاش با یه غصب، هرچی که داشتی برده کو؟ تنها شدی،باز تف سربالا شدی گذاشتو رفت...دیدی دوست نداشت و رفت کجاست؟بگو اونکه برات می مرده و هرچی که داشتی برده کو؟؟؟ اونکه یه باره اومدو آتیش به زندگیت زد و ازت برید اونکه دل ساده و تنهاتو به صلابه کشید یادت باشه منتظر اونکه میگه دردتو میدونه نشی حرفاشو باور نکنی هرکی میاد نمک به زخمت میزنه ساده ی دلداده ی من گول نخوری،دوباره دیوونه نشی کجاست...؟ بگو؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
غروب عاشقان رنگش طلایی ست ****** اگرچه آخرش مرگ و جدایی ست این روزا اصلا حال و حوصله ندارم،به خاطر یه سری تهمت ها و خلاصه اتفاقایی که چندین بار واسم میفته اما من آدم نمیشم و بازم میگم عیبی نداره اما اینبار دیگه واقعا صبرم تموم شده تموم...راستی این صحبتا بهونه بود چون دیگه حرفی ندارم به اون بی وفا بزنم جز همین شعر آخری که میدونم اون هم عاشق این آهنگه تقدیمش میکنم به اون خواننده این آهنگ مجید خراطها هستش واقعا آهنگاش آدمو خالی میکنه با اینکه قید آهنگاش رو زده بودم به خاطر اینکه افسرده ام کرده بود اما انگار تنها صدای اونه که آرومم میکنه دوستای عزیزم مواظب خودتون باشید شاید برای مدتی نباشم البته بستگی به حالم داره حال داشتم میام
بیچاره من،که بعد تو آواره میشم باورم نمیشه که رفتی از پیشم رو زمین میگذشتم باهات اما به سختی اومدم به دیدنت اما تو رفتی چاره ی درد من مرگم رسیده اینجا حتی قبله هم صبرم نمیده اومدم نذارم عشقتو ببازی اما این رسمش نبود مهمون نوازی میمیرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم میسوزم تو نیای چشمامو من به در میدوزم میمیرم نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم ...اما گریه نکن دیگه فایده نداره میرم،میرم،میرم بدون وداع میرم،میرم، میرم به خاطره ها میرم ، میرم خداحافظ بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم توی این پس کوچه ها تنها نذارم نیستی از تاریکی و شبا میترسم بی وفا...دارم توی سرما میلرزم میترسم از غصه ها دووم نیارم آخه هیچ نشونه ای ازتو ندارم آروم آروم دارم از غصه میمیرم تو بگو نشونیتو از کی بگیرم میمیرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم میسوزم تو نیای چشمامومن به در میدوزم میمیرم نگو رفتن من واست فرقی نداره من میرم ...اما گریه نکن دیگه فایده نداره تموم زندگیم اینه منو بغض و در و دیوار چی مونده از تن خستم که میخواد بشکنه اینبار میرم ،،،خداحافظ...!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به تو باختمو تو این بازی رو بردی ،تبریک
زیر و رو شدم به روتم نیاوردی، تبریک بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی، تبریک مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات حق داری گریه هامو ببینی و بخندی آزادی تا به هر کی دوس داری دل ببندی روز من تاریک شد... تبریک شب به من نزدیک شد ، تبریک جاده ی عاشقی ما مثل مو باریک شد...تبریک |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|