تبليغاتX
نفرین نامه
در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن* یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن

دوست داشتنم دروغ نبود نخواستی باورش کنی

نخواستی با اومدنت تنهایی هامو کم کنی

دوست داشتنم دروغ نبود نخواستی عاشقم بشی

نخواستی با حضور من از دیگرون دست بکشی

دوست داشتنم دروغ نبود نخواستی با من بمونی

حرفات همه بهونه بود خودت اینو خوب میدونی

نموندی و نخواستیو نموندیو ندیدی

من بی تو جون سپردم تو به کجا رسیدی؟

گفتی که عشق وعاشقی فقط توو شهر قصه هاست

دوست داشتنا دروغیه عاشق واقعی کجاست

عاشق واقعی کجاست؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

دیشب خیلی فکر کردم به اینکه وقتی یکی دلتو میشکنه وقتی داره میره چی میتونی پشت سرش بگی؟؟؟شاید اول از همه چیز نفرین و ناراحتی یا اینکه بگی خداکنه همین بلایی که سرت آورد یکی دیگه سر خودش بیاره...خیلیها اینو میگن مثل همونی که به من گفت برو بمیر شاید مستقیم نگه اما با شعراش میتونست حس نفرت و تنفر رو برسونه...خب این هیچی اما آدم عاشق هیچوقت واسه عشقش مرگ آرزو نمیکنه با اینکه من همچین راضی به زنده بودن نیستم وقتی دلخوشی ندارم وقتی از این دنیای کثیف و عشقای دروغیش سیرم گفتن برو بمیر زیاد رو من تاثیری نداره اما گفتن این حرف از طرف کسی که فکر میکردی اونم مثل تو دوستت داره از مردن هم بدتره شاید جسمت زنده باشه اما وقتی دل و روحت مرده دیگه به چه امیدی زنده ای...

آخ دلم هوای بارون کرده چقدر میچسبه وقتی چشمام داره میباره آسمونم همراهیم کنه اونوقته که متوجه میشم خدا باهامه و ابراش دارن با بنده اش به حال بنده اش گریه میکنه خدایا شکرت

چند شب پیش کلا پشت سر هم تهران که خیلی بارندگی بود نم نم میبارید خیلی عاشقونه بود.هوا دو نفره بود خوش به حال اون عاشقایی که زیر بارون با هم قدم میزنن خدا کنه عشقشون پایدار باشه این شعر و دقیقا یادم نیست ولی خیلی قشنگه.

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن،ترم کن

منو عاشق ترین آواره ی عالم صدا کن

این آهنگ رو خیلی دوس دارم واسه همین شعرشو نوشتم به یاد باران و غصه های دلم

 

گریه ات به حلم،کوه و در و دشت از این جدایی

مینالد از غم این دل دما دم فردا کجایی؟؟؟

سفر بخیر ،،،سفر بخیر مسافر من...گریه نکن ...گریه نکن به خاطر من

باران میبارد امشب،دلم غم دارد امشب ،

آرام جان خسته ره میسپارد امشب،

در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب،

از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب

قطره قطره اشک چشمم میچکد با نم نم باران به دامن

بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بدکرده ام من؟؟؟؟

رنگ چشمت رنگ دریا سینه ی من دشت غمها

یادم آید زیر باران با تو بودن،با تو تنها

زیر باران با تو تنها

باران میبارد امشب،دلم غم دارد امشب

آرام جان خسته ره میسپارد امشب

این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بیایی از سفر، اما نمیشه باور من

رفتنت را کرده باور

التماسم را ببین در این نگاهم

زیر باران گریه کردم

بلکه باران شوید از جانم گناهم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

رفتی تو از دل من خاطره هات نرفتن

دیگه با من غریبی گذشته ها گذشتن

وقتی میرفتی گفتی جدایی دیگه بد نیست

بهونه کردی قلبم عاشقی رو بلد نیست

یادش بخیر میگفتی که قسمت صدامه

حتی اگه نباشم بازم دلت باهامه

فکر نمیکردی روزی دلت ازم جدا شه

میگفتی من نباشم میخوای دنیا نباشه

گذاشتی رفتی اما دنیا هنوز میچرخه

راست میگن عمر عشقا قد یه گوله برفه

اما میاد یه روزی کپکت خروس بخونه

خدا دلای سنگو میشکنه بی بهونه

کسی که موندنی نیست یه روز میذاره میره

حتی همون کسی که میگه برات میمیره

غصه نخور دل من خدا هواتو داره

به جای اون که رفته بهترشو میاره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

نمیشه دووم بیارم به خدا سخته برام

شاید این بخت سیاه بازم قسم خورده برام

بودن تو کنار من دیگه قشنگی نداره

حنایی که زدی به دستم دیگه رنگی نداره

یه روزی شنیدن صدات برام نوایی داشت

به خدا حرف زدنامون تا سحر صفایی داشت

خنده ها وگریه ها و قصه های عاشقونه ات

همشون یه بازی بود ، روندی منو از توو خونه ات

آخرش نفهمیدم دوستمی یا دشمنی

ندونستم تا ابد ازم جدا یا با منی

به خدا خسته شدم از این همه در به دری

از گریه های شبونم خوب میدونم بی خبری

دیگه بسته نمیخوام که تو پیشم بمونی

الهی با یار دیگه آخر عاشق بمونی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

وقتی رفتی ویرون شد

بعد رفتنت

گریه کردن آسون شد

چه دلنشینی

همسایه بارون شد و یلدای بی کسی رو

بی تو گریه کرد

ستاره با تو رفت

شب شیشه ای پژمرد

یکی خاطرات منو از رو طاقچه شب برد

ستاره با تو رفت...

بی تو قلب شب پوسید

لب نوعروس صبح

لب ظلمت رو بوسید

ستاره با تو رفت...

وقت رفتنت قلب کوچه غمگین بود

پلک پنجره رو به کوچه سنگین بود

و ذهن ابرا از رنگ شب رنگین بود

و عابری به یادت تا صبح گریه کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

دوستت داشتم اما از من دل بریدی

رفتی که رفتی شب گریه هامو ندیدی

پیش خودم گفتم میمونی با من همیشه

نگو دوستم نداشتی چجوری آخه باورم شه

قلبم تکیه کردم از قبل به تو

من شاد میشدم با تنها لبخند تو

از من به تو نصیحت که

برو بذار از عشقت جدایی نصیبم شه

فکر نکن هنوزم میخوام انقدر تو رم

تنها وضوح شعرامی برای بهتر شدن

آدمای عین توهستن انقدر دورم

که فراموش کنم در عرض یک شب تو رم

میدونم مغرورو سردی

چیزی از عشق بو نبردی

با دلم بودی و اما

همه چی سرم آوردی

دیگه هیچ فرقی نداره

که تو باشی یا نباشی

فکر نکن شوخیه اینبار

زود میخوام ازم جداشی

ما جدا شدیم از هم به میل خود تو

منم آدم بدی شدم عین خود تو

نمیخوام ببینمت که بمیری برای من

میخوام دنیای سیاهتو ببینی بعد من

دیدی عکساتم نزدم آتیش من

همه رو انداختم جلوت با نیشخند

آدمی عین تو رو میدم بازیش من

میگی نفرت داری از من ، ما بیشتر

فکر نکن غصه تو باز میخورم من

اسمتم از ذهنم پاک میکنم من

تا فکر نکنی که توی قلب منی تو

آرزوم دارم ببینم من در به دریتو

توو شرایط سختم کردی منو رها تو

فراموش کردی خاطرات منو شباتو

آره صد در صد ازت نفرت دارم

خاطرت جمع،رفته این عشق از یادم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط نفرین شده | 
 

ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!


خُب این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره 1300 یا پایگاه خبری تقریب)

پایان دنیا در سال 2012 ؟!

واقعیت این است که تقویم مایا در سال 2012 به پایان می رسد، به همین دلیل مایاها به دنبال هر دلیل مذهبی، علمی، اخترگویانه و تاریخی می گردند تا بیابند که چرا این تقویم می گوید که جهان رو به پایان است. رسالت مایایی کسب قدرتی است که بتواند مردم را در تمام جوامع نگران کند.

متآسفانه من برای تمامی معتقدین به این تقویم خبرهای بدی دارم! هیچ رستاخیز عظیمی در 2012 روی نخواهد داد، ولی چرا؟

 

تقویم مایایی

تقویم مایا چیست؟ این تقویم توسط تمدنی پیشرفته به نام مایاها در حدود 250 تا 900 میلادی بوجود آمده است. شواهد مربوط به امپراطوری مایا به قسمتهای جنوبی مکزیک تا گواتمالا و اِل سالوادور می رسد.

آمریکای مرکزی
منطقه ی حضور مایاها

مردمی که در جامعه ی مایایی ساکن بودند، مهارت پیشرفته ای در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و مدنیت توانایی عجیبی پیدا کرده بودند. مایایی ها احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهای بزرگ دیگری که ساخته اند معروف شده اند.

اهرام
اهرام تمدن مایا

مردم مایا در فرهنگ امریکای مرکزی تأثیر زیادی داشته اند، نه فقط از طریق تمدن خویش، بلکه با جوامع بومی که در این منطقه تشکیل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار زیادی از مایاها هنوز زنده اند و سنن باستانی خود را ادامه می دهند.

مایاها

مایایی ها از تقویم های مختلفی استفاده می کردند و زمان را بعنوان گردش هایی روحانی درنظر می گرفتند. ازآنجایی که این تقویمها استفاده های عملی زیادی داشتند، مثل: کاربردهای اجتماعی، کشاورزی، اقتصادی و... ، به عنصر مذهبی قوی ای تبدیل شده بودند. این کاملا با تقویم میلادی جدید متباین است که تنها دارای معانی اجتماعی و اقتصادی است.

تقویم مایا

بیشتر تقویمهای مایایی کوتاه بودند. تقویم تزولکئین (Tzolk"in) در 250 روز تمام می شد و تقویم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر می گیرد.  مایایی ها این دو تقویم را با هم ترکیب کردند تا تقویمی به نام «گرد تقویم» (Calandar Round) تهیه نمودند: که برابر است با یک چرخه از 52 هاآب (تقریبا 52 سال که برابر طول تقریبی یک نسل است.) درون یک گرد تقویم چرخه های 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که این سیستم  تنها زمانی استفاده می شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگیریم. بعلاوه ی این سیستمها، مایایی ها چرخه ای داشتند به نام «چرخه ی زهره». ایشان با دقت زیاد تقویمی شکل دادند که بر اساس موقعیت زهره در آسمان شب بود. وهمچنین ممکن است که آنها تقویمهای مشابهی برای سیارات دیگر هم داشته اند.

تقویم مایا
تقویم مایایی

با استفاده از گرد تقویم هیچ گاه نمی توان سالی قدیمی تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه می توان تاریخ های طولانی را با استفاده از تقویم مایایی ها تعیین نمود؟

 

پایان شمارش طویل= پایان دنیا؟

مایاها برای حل این مشکل روشی ابتکاری بکار بردند. در نهایت تقویم آنها از دوره ی بلندی استفاده کرد که 5126 سال دارد. این دوره بر اساس ملاحظات مذهبی، دوران قاعدگی، محاسبات ریاضی روی اعداد 13 و 20 و همچنین اساطیر اخترگویانه ایجاد شده است.

تقویم
تقویم مایایی

ولی این تقویم چگونه کار می کند؟

سال مبدأ در شمارش طویل مایایی در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشاندهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است.

سنگ تراش
سه ستون نوشته شده توسط مایایی ها: ستون سمت چپ نشاندهنده ی تاریخ 8.5.16.9.9 یا 156 میلادی است.

واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد.

 

روز رستاخیز

زمانی که چیزی تمام می شود (حتی چیز بی خطری مثل یک تقویم باستانی)، مردم گمان می کنند که نهایی ترین احتمالات برای پایان تمدن روی خواهد داد. از طرف دیگر باستان شناسان و اسطوره شناسان معتقدند که مایایی ها یک عصر روشنگری را برای سال 13.0.0.0.0پیش بینی کرده اند. ولی واقعیت این است که شواهد کافی برای چنین رستاخیز عظیمی در آن روز در دست نداریم!!

تهدیدهایی برعلیه زمین و نوع بشر تا بحال مطرح شده اند: برخورد سیارکها، سیاهچاله ها، انفجارات پرتوگاما در کهکشانهای نزدیک، دوره ی یخبندان و جابجایی قطبین. ولی هیچ شاهدی برای روی دادن یکی از این اتفاقات در 2012 وجود ندارد. این اتفاقات هر زمانی می توانند روی دهند و هیچ ارتباطی با تاریخ خاصی ندارند. هر کدام از این تهدیدها نیاز به یک مقاله ی مستقل دارد که توضیح داده شود که چرا  دلیلی برای روی دادن آنها وجود ندارد.

برخورد سیارک

نکته ی جالب این است که باستان ستاره شناسان مایایی هنوز اختلاف نظر دارند که آیا پایان تقویم در 13.0.0.0.0 است یا 20.0.0.0.0(حدود سال 8000 میلادی).

هرم

در نتیجه، این قبیل پیش بینی ها نه تنها مبنای علمی ندارد بلکه از خرافات و اعتقادات اسطوره ای اقوام باستانی ریشه گرفته است. توجه مردم جهان به این قبیل خرافات نشان دهنده ی عمق خرافه پرستی و جهل علمی نسبت به یافته های دقیق و جهانی علمی امروز  است. در واقع پیشرفت علم و تکنولوژی تأثیر زیادی در سطح علمی و درک عمومی اقشار جوامع انسانی بازی نکرده است!!

اینکه چطور به نتایج عجیب و غریب یک تقویم باستانی گم نام چنین اطمینان و توجهی می شود، روحیه ی غیر علمی و نادقیق مردم تحصیل کرده ی امروز را نشان می دهد.

..

منبع:

http://www.universetoday.com/

http://en.wikipedia.org/wiki/Maya_calendar

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 
نوستراداموس،* «پيشگوي» يهودي- فرانسوي سده شانزدهم ميلادي، نامدارترين «پيشگوي» دوران معاصر است ولي اين بدان معنا نيست که او واقعاً پيشگو يا پيشگويي بزرگ بود. محققان، برخلاف تبليغات عاميانه و هاليوودي که از نوستراداموس قصه‌ها و فيلم‌ها ساخته‌اند، نوستراداموس را بيش‌تر به عنوان شيادي مي‌شناسند که حتي در زمان حياتش پيشگويي‌هايش تحقق نمي‌يافت. رونالد ساير، Ronald C. Sawyer استاد دانشگاه ويسکانسين، مي نويسد:

«ترجمه هاي نادرست و تأويل هاي خيال پردازانه هواداران مشتاق سبب شده مردم ساده لوح باور کنند که پيشگويي ها برخي از حوادث چهار سده پسين را از قبل بيان کرده است. ولي درواقع، اين پيشگويي ها به فضاي تاريخي سده شانزدهم و آرزوهاي کشورگشايانه پادشاه فرانسه و امپراتور آلمان تعلق دارد. هرچند اين پيشگويي ها غالباً نادرست از آب درآمده، ليکن شهرت نوستراداموس به عنوان بزرگترين پيشگوي رنسانس بي تزلزل مانده است.» (Americana, 1985, vol. 20, p. 484)

کتاب نوستراداموس مشتمل بر صدها فقره پيشگويي به زبان فرانسه گنگ و مبهم است و قابل تفسير و تأويل هاي متفاوت و حتي متعارض. او در اين کتاب به پيشگويي حوادث از نيمه سده شانزدهم تا «پايان جهان» پرداخته که به زعم او در سال 3797 ميلادي رخ خواهد داد. مطالب کتاب «چنان ماهرانه در لفاف ابهام پيچيده شده بود که هر سطر آن مي توانست تقريباً بر هر واقعه اي از تاريخ آينده انطباق يابد.» (ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه فريدون بدره اي و ديگران، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1368، ج 6، ص 1014)

مبلغان نوستراداموس مدعي اند که او اعدام چارلز اوّل، پادشاه انگليس، و لويي شانزدهم، پادشاه فرانسه، آتش سوزي سال 1666 لندن، ظهور و سقوط ناپلئون اوّل، ظهور هيتلر و بسياري از حوادث ديگر را پيش بيني کرده است. اين در حالي است که نوستراداموس از پيشگويي نزديک ترين حوادث زمانش عاجز بود. به نوشته ويل دورانت، «نوستراداموس براي شارل نهم عمري نود ساله پيشگويي کرد که ده سال بعد در 24 سالگي زندگي را بدرود گفت.» (همان مأخذ، ص 1013)

يکي از آخرين چاپ هاي کتاب نوستراداموس (با ويرايش و تعليقات سرژ هوتن)

شهرت عجيب نوستراداموس تصادفي نيست. در طول چهار سده پس از مرگ نوستراداموس کساني وظيفه تعبير و تفسير پيشگويي هاي او را به دست داشته اند، در هر مقطع مهم تاريخي نام و ياد او را زنده کرده اند و سخنان مبهم وي را پيشگويي هايي تحقق يافته جلوه گر ساخته اند. به عبارت ديگر، «پيشگويي‌هاي نوستراداموس» به ابزاري بدل شده که کانون‌هاي زرسالار يهودي طرح‌ها و نقشه‌ها و گاه هياهوهاي تبليغي خود را در غالب آن عرضه مي‌کنند. به‌کارگيري «پيشگويي‌هاي نوستراداموس» براي بيان اهداف و آرزوهاي اين کانون‌ها عليه انقلاب اسلامي ايران دليلي روشن بر صحت اين مدعاست.

در سال 1981، حدود سه سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اورسن ولز Orson Welles و کمپاني برادران وارنر فيلمي 84 دقيقه‌اي درباره «پيشگويي‌هاي نوستراداموس» عرضه کردند که در ايران نيز به وسعت توزيع شد. در اين فيلم، نوستراداموس در مقام پيشگويي بزرگ جلوه‌گر مي‌شود. طبق اين پيشگويي‌ها ايران و جهان اسلام با کشورهاي کمونيستي متحد خواهند شد و در سال 1999 ميلادي ايالات متحده آمريکا را آماج حمله اتمي قرار خواهند داد. (بنگريد به مقاله «ويکي‌پديا» درباره فيلم اورسن ولز [1] و نيز به اين يادداشت درباره پيشگويي‌هاي نوستراداموس و اورسن ولز در فيلم فوق [2])

اورسن ولز (1915- 1985) [3] کارگردان و بازيگر سرشناس سينماي سده بيستم غرب است که پيوندهاي عميق او با کانون‌هاي صهيونيستي پوشيده نيست؛ و مي‌دانيم که اين تعلق موروثي بود. به‌گفته اورسن ولز، مادر بزرگ او در مراسم تدفين پسرش (پدر اورسن ولز) مناسک شيطان پرستان را انجام مي‌داد. (فرانک برادي، زندگينامه اورسن ولز، نيويورک، 1989، ص 14) [4] و نيز مي‌دانيم که اورسن ولز از جواني به جادوگري علاقه فراوان داشت و يکي از اوّلين فيلم‌هايي که در آن بازي کرد (جادوي سياه، 1949) [5] درباره زندگي ژزف بالسامو (کنت کاگليوسترو)، جادوگر و فراماسون و شياد نامدار يهودي سده هيجدهم، [6] است. درباره ژزف بالسامو و نقش مرموز و مهم تاريخي او در کتاب زرسالاران (ج 4، صص 475- 479) به تفصيل سخن گفتهام. در تعلق کمپاني برادران وارنر به کانون‌هاي زرسالار يهودي- صهيونيستي نيز ترديد نيست. هدف از فيلم اورسن ولز اين بود: القاء خطر «تهديد اتمي» به افکار عمومي آمريکا و فراهم کردن زمينه رواني براي گسترش صنايع تسليحاتي از يکسو، و ترويج نفرت از اسلام و انقلاب اسلامي ايران از سوي ديگر.

اورسن ولز در فيلم نوستراداموس

در سال‌هاي اخير، کانون‌هاي جنگ‌افروز صهيونيستي تأويل هدفمند از کتاب نوستراداموس عليه ايران اسلامي را ادامه مي‌دهند. در آخرين تأويل‌ها دکتر احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران، همان «ضد مسيح» Anti- Christ است که به اعتقاد مسيحيان پيش از ظهور مسيح (ع) جهان را به جنگ خواهد کشيد. بدينسان، ايران اسلامي و احمدي‌نژاد به عنوان مناديان جنگ جهاني جديد جلوه‌گر مي‌شوند. براي نمونه، در وب‌گاه آمريکايي «فري ريپابليک» چنين مي‌خوانيم: احمدي‌نژاد «سوّمين ضد مسيح» است که از دو «ضد مسيح» پيشين هولناک‌تر است. او جنگ جهاني سوّم را عليه غرب به راه خواهد انداخت که 27 سال به درازا خواهد کشيد. (مقاله «سوّمين و آخرين ضد مسيح»، 9 نوامبر 2006) [7]

اين‌گونه «پيشگويي‌هاي نوستراداموس» را بايد جدّي گرفت. کانون‌هايي که اين افسانه‌ها و توهمات را مي‌پراکنند در پي تحقق چنين نقشه‌هايي هستند و «نوستراداموس»، چنان‌که تجربه نشان داده، از ابزارهاي مهم بسترسازي ايشان است. به عبارت ديگر، در اين‌گونه تفسيرها از پيشگويي‌هاي نوستراداموس مي‌توان اهداف و برنامه‌ها و آرزوهاي کانون‌هاي صهيونيستي را شناخت و در برابر آن هشيار شد.

يکي از موارد مهم و قابل تأمّل در تأويل‌هاي ضد انقلاب اسلامي از پيشگويي‌هاي نوستراداموس را در مقدمه چاپ‌هاي جديد کتاب سرژ هوتن [8] مي‌بينيم.

Serge Hutin, Les Propheties de Nostradamus, Paris: Club Geant Historique, 1967.

اين کتاب، که چاپ اوّل آن به سال 1967 م. تعلق دارد، در سال 1376 ش. به فارسي ترجمه و منتشر شده است. در چاپ‌هاي اخير اين کتاب نه تنها از ظهور امام خميني و انقلاب اسلامي و فرار محمدرضا پهلوي به مصر سخن رفته، بلکه تباهي جمهوري اسلامي ايران در اثر «فساد مالي و اداري» نيز پيش بيني شده. هوتن مي‌نويسد: نوستراداموس «وقتي با جنبش اخير نهضت طرفدار اسلام مواجه شده است با آن به شيوه مخصوص خود برخورد کرده است. افرادي که نه تنها در رؤياي بازگشت اسلام ناب محمدي هستند بلکه به جنگ مقدس غول‌آسايي مي‌انديشند که باعث گرايش تمام جهانيان به دين اسلام باشد.» (سرژ هوتن، پيشگويي هاي نستراداموس، ترجمه شهلا المعي، تهران: انتشارات بديهه، 1376،ص 117)

هوتن مدعي است که نوستراداموس فرجام جمهوري اسلامي را نيز، «تباهي در اثر اختلاس» (فساد مالي)، پيش‌بيني کرده. ادعاي هوتن اين فقره از پيشگويي‌هاي نوستراداموس است در کتاب سده‌ها (سده دوّم، بند 36):

«اسنادي از پيغمبر بزرگ [محمد (ص)] ربوده خواهد شد

به دست ديکتاتوري خواهد افتاد

پادشاه را فريب داده و اداره امور را به دست خواهد گرفت

اما اختلاس‌ها به زودي او را تباه خواهد کرد.» (ترجمه فارسي، ص 118)

هوتن خودسرانه اين پادشاه را محمدرضا پهلوي و «ديکتاتور» را امام خميني (ره) تأويل کرده. ترجمه فارسي «تباهي در اثر اختلاس»، که مفسرين نوستراداموس براي ايران اسلامي پيش‌بيني مي‌کنند، دقيق نيست. ترجمه درست «تباهي در اثر فساد مالي و اداري» است. اصل نوشته نوستراداموس در چاپ اول کتابش (1555 ميلادي) اين است:

چنان‌که محققين مي‌گويند، اين فقره پيشگويي نيست؛ بلکه اشاره به حوادثي است که در سال 1500، کمي پيش از تولد نوستراداموس، ميان دوک ميلان و شارل هشتم (پادشاه فرانسه) گذشت. (بنگريد به تعليقات بر ترجمه جديد انگليسي کتاب نوستراداموس در اين آدرس [11]) نوشته نوستراداموس نيز صريح است: اشاره به يک درباري خودکامه است که پادشاه خويش را فريب مي‌دهد و خود در اثر فساد مالي شخصي به انحطاط کشيده مي‌شود.

اين تفسير دلبخواه از نوشته نوستراداموس بيانگر برنامه‌اي است که «مفسران نوستراداموس»، همانان که رسالت تأويل و تحقق پيشگويي‌هاي او را به عهده داشته‌اند، از سال‌ها پيش براي ايران اسلامي طراحي کرده‌اند: تباهي و سقوط در اثر اشاعه فساد مالي و انحطاط ديوان‌سالاري. از اين منظر، نبايد گسترش دهشتناک فساد مالي در ديوان‌سالاري ايران را فقط به دليل سوء سياست‌ها و سوء مديريت‌ها دانست. اين درست است که فساد ديواني در هر جامعه امري طبيعي است ولي اين «فساد طبيعي» داراي ابعاد و حدود و ثغور معين است، بيش از آن را نمي‌توان «طبيعي» شمرد. و زماني که اين فساد به «فساد سازمان‌يافته» بدل مي‌شود و در پايه پيدايش کانون‌هاي مافيايي منسجم و مقتدر جاي مي‌گيرد ديگر نمي‌توان در قبال آن ساکت و بي‌تفاوت ماند. به يقين، برنامه‌ريزي کانون‌هاي معاند انقلاب و ايران اسلامي در پيدايش يا حداقل در گسترش وسيع اين فساد ديوان‌سالاري نقش داشته است. اين کانون‌ها همانان‌اند که سال‌ها پيش، از زبان نوستراداموس، فرجام ايران اسلامي را «پيش‌بيني» کرده و سرمايه‌گذاري و تلاش براي تحقق اين «پيش‌بيني» را آغاز نمودند.

————————————————-

* ميشل نوتردامي (1503- 1566 م.)، که با نام لاتين «نوستراداموس» شهرت يافته، به يک خانواده يهودي ساکن پرونس تعلق داشت که پس از الحاق اين منطقه به فرانسه (1481) مسيحي کاتوليک شدند. خانواده هاي پدري و مادري نوستراداموس پيمانکاران حکومت محلي بودند و به گردآوري ماليات از روستاييان اشتغال داشتند. نوستراداموس، چون بسياري از يهوديان پرونس، کار خود را به عنوان طبيب آغاز کرد و در آغاز شهرتي نداشت. در سال هاي 1538- 1547 به ايتاليا رفت و به کاباليست هاي يهودي ساکن اين سرزمين ملحق شد. پس از بازگشت به فرانسه، مروج کابالا و جادوگري و غيب گويي شد و از سال 1550 نگارش پيشگويي هاي خود را آغاز کرد. در اين دوران به شهرت رسيد. در سال 1555 کتاب پيشگويي هاي نوستراداموس در ليون چاپ شد و برايش شهرت فراوان به ارمغان آورد. اشتهار نوستراداموس، که با تلاش شبکه يهوديان مخفي فرانسه و اروپا به دست آمد، توجه کاترين مديچي، ملکه فرانسه از خاندان زرسالار مديچي ايتاليا، را به او جلب کرد و ملکه و پسرش، شارل نهم، وي را در سمت پزشک و مشاور و منجم خود گماردند. کاترين مديچي به شدت مجذوب علوم خفيه و جادو بود و منجمان و غيبگويان فراوان در دربارش حضور داشتند. پسران او نيز چنين بودند: هنري سوم، که از او به عنوان «ناشايست ترين پادشاه فرانسه» ياد مي کنند، «عاشق جادوگري و رمالي و هر نوع علوم غريبه بود. گاه مدت ها در برج پاريس در ونسان به خلوت مي رفت و مردم افسانه هاي وحشتناکي درباره جادوگري هاي او مي گفتند. پس از مرگش پوست دباغي شده يک کودک و آلات و ابزار کفرآميز نقره اي از برج او به دست آمد که دشمنانش فوراً آن ها را در کتابچه اي چاپ و منتشر کردند.» (ايرج گلسرخي، تاريخ جادوگري، تهران: نشر علم، 1377، ص 501)

در اوايل سده هفدهم، کتاب نوستراداموس، که به سده ها Centuries شهرت دارد، به زبان هاي مختلف اروپايي ترجمه شد و وي را به مقام نامدارترين پيشگوي سده هاي اخير ارتقا داد. جديدترين ترجمه انگليسي کتاب فوق در اين آدرس اينترنتي قابل دستيابي است. [1] براي مشاهده نسخ چاپي قديمي بنگريد به اين آدرس: [2]

کتاب تاريخ جادوگري ترجمه اي است، بدون ذکر نام نويسنده، از کتاب معروف دکتر سليگمان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

خدایا دلم گرفته!

کاش میشد آدما انقدر به همدیگه اطمینان داشتن که حرفای دلشون رو راحت میگفتن و خودشونو خالی میکردن کاش گوشهایی بود که حرفای آدما رو با دلسوزی گوش میداد .کاش بودن آدمایی که ،آدمارو فقط واسه خاطر خودشون بخوان.کاشکی میشد به کسی تکیه کرد که میدونستی واست یه پشتیبانه و میدونی که توو مشکلاتت کمکت میکنه.کاش کسی بود که واقعا عاشقت بود و کاش کسی بود که با دروغ میونه ای نداشت کاش ...کاش... کاش...

اگه اینا بود که دختر پسرا دیگه غمی نداشتن دیگه شبا با چشم خیس سرشونو زمین نمیذاشتن دیگه انتظار نمیکشیدن...دیگه شب تا صبح آهنگای غمگین گوش نمیکردن و تا صبح گریه نمیکردن واسه کسی که رفته و حتی پشت سرش رو هم نگاه نکرده هیچ...رفته با یکی دیگه و عین خیالش هم نیست

و چقدر ساده میگذرن اینجور آدما ...این آدما همونایی هستن که دل منو تو و امثال مارو شکستن ما که ازشون گذشتیم میسپاریمشون به خدا

که با احساسات و دل بیچاره ی ما بازی میکنن ولی بدونن که انصاف نیست.نمیگذرم از اونایی که تنها دلیل واسه اشکای شبونه ی من بودند همونایی که دروغ گفتن و گول ظاهرشونو خوردیم..همونایی که ادای عاشقا رو درمیارن و حرمت عشق رو میشکنن.همونایی که تا نو میاد به بازار کهنه رو رد میکنن ...متاسفم!واقعا متاسفم

درسته من این وبلاگ رو واسه این نوشتم که از دنیای بیرون راحت بشم انقدر زندگی رو باخته بودم که پناه آوردم به اینجا به این دنیای اینترنتی و خاطراتم رو اینجا نوشتم ...اینجا دیدم دختر و پسرایی که مثل خودم هستن ,و اونا هم دلشکسته و دل خسته از این دنیای کثیف هستن.و همین دوستای خوب باعث شدند که من صبر داشته باشم و اینقدر خودم رو واسه کسی که لیاقتم رو نداشت کوچیک نکنم.آره هیشکی لیاقت آدم عاشق رو نداره اگه داشت درکم میکرد بگذریم خیلی حرفا رو نمیشه گفت اینجا جاش نیست.اما فقط دلم میخواد خدا تلافی همه اینارو سر اون در بیاره وقتی الان به اون روزا فکر میکنم میبینم یه عروسک بازیچه بودم و این عصبانیت منو بیشتر میکنه و فقط سپردمش به خدا ...

اما خدارو شکر میکنم که همیشه و همه جا هوامو داشته همیشه کمکم کرده همه ی دعاهامو اجابت کرده..همیشه جوابمو از خدا گرفتم.

ببخشید سرتون رو درد آوردم لازم بود این حرفارو بگم هم توو دلم نمونه هم اینکه دلگرمی باشه واسه اونایی که مثل من هستن و مهمتر از همه اینکه اگه کسی میاد به وبلاگ که اهل دل شکستن و نارو زدن و خیانته که خداکنه اینطور نباشه حواسش رو جمع کنه و بدونه که این دل شکستنا بی جواب نمیمونه فردا بدتر از این سر خودش میاد که شاید خیلی دیر باشه واسه جبران این حرف من نیست حرف همه ی ما دل شکسته هاست.

راستی یه مطلبی دارم که به زودی توی وبلاگ میذارم و اگه اعتقاد داشته باشید متوجه میشید که چیزی به پایان دنیا نمونده و هممون رفتنی هستیم و این نهایت خوشحالیه حداقل برای من

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

هر چی که نباید میشد... شد

هر چی باید میشدم که نشد

رفتی و داغ تو موند رو دلم تا ابد

دل تو که هیچوقت ولی با من نبود

هرچی خوبی کردم به یاد تو نبود

رفتی و گفتی که خواستن تو دروغه

طفلی دلم که همیشه جای تو بود

رو دلم همیشه رد پای تو بود

به خدا قسمت از رو عاطفه بود

نبودنت برای من فاجعه بود

آخه وقتی نگام میکردی دل میدادم

رو توکه برمیگردوندی من جون میدادم

آخه تورو میخواستم اندازه جونم

چرا رفتی نذاشتی که پیشت بمونم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 
شب نیلوفری

ستاره های سربی

محتاجچیزی بگو

عطر تو

 کی اشکاتو پاک میکنه

گریه نکن

مست چشات

اقاقی

حریق سبز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

بهش بگین بی خبرم

بپرسه عشقمون چی شد

چشم سیاه ، طرز نگاش

حجب و حیاش مال کی شد؟

اونی که تازه اومدو توی دلم خاطره شد

بهش بگین با رفتنش کار دلم یکسره شد

پر زد و رفت حتی برام خط و نشونم نکشید

رفت و نشست رو شونه ی اونکه به فکرم نرسید

بهش بگین همین روزا توی دلم می کشمش

خدا نیاره اون روزو بیفته چشمم توو چشمش

دیوونه بود اما منم دیوونه تر، از عشق اون

قلبمو زد به نامشو پر زد و رفت از آشیون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 1 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

مثل آیینه شکستم تو ندیدی

صدای شکستنم رو نشنیدی

یادته بهت می گفتم نمیمونی

دیدی آخرش به حرف من رسیدی

پیچکای باغچمون خشکید و پژمرد

خاطرات ما رو توی قصه ها برد

دلی که حتی به حرفای تو خوش بود

دیدی آخرش چجور توو دست تو مرد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 

سلام عزیزانی که به وبلاگ من میاید و نظرمیدید. سال نو رو تبریک میگم با اینکه دیر شده ولی خب انشالله که سال خوبی داشته باشید

سعی میکنم از این به بعد زودتر آپ کنم.

برای اون دوستی هم که خواسته بود آهنگ وبلاگ رو دانلود کنه باید بگم آهنگ محسن یاحقی ورژن slow تو نباشی هست که اگه سرچ کنی توو گوگل میتونی پیدا کنی اگرم برنامه دانلود منیجر داری که خودش دانلود میکنه بعدا واسه آپ میام فعلا بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط نفرین شده | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به تو باختمو تو این بازی رو بردی ،تبریک
زیر و رو شدم به روتم نیاوردی، تبریک
بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت
واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی، تبریک
مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات
حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات
حق داری گریه هامو ببینی و بخندی
آزادی تا به هر کی دوس داری دل ببندی
روز من تاریک شد... تبریک
شب به من نزدیک شد ، تبریک
جاده ی عاشقی ما مثل مو باریک شد...تبریک

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
آرشیو موضوعی
اگه آبروی عشقو بردم،چوبشو خوردم!
دوستت دارم حرف کی بود؟
آرزو میکنم بمیرم
دانلود کلیپ از تصاویر وبلاگ
دفتر خاطرات من
زندگینامه مریم حیدر زاده از زبان خودش وچند شعر
گرانترین عطر
عکس
آی آدما گوش بکنین وصیت من ...
میخوام فراموشت کنم
تمنا
میمیرم بی تو به زودی
آخرین روزای با هم بودنه
ازت بدم میاد
خداحافظ عشق من
دل عاشق
9 قاتل عمده روابط عاشقانه
راز حلقه ازدواج
نتایج MRI از مغز عاشقان
بی خبر رفت
من به تو نمیرسم
مهمترین عواملی که در ازدواج نقش موثر دارند
از خودم بیزارم
خیس شده عکست از اشکام
بی عشق میمیرم
دلخوشیم اینه دل با تو رفیقه
گل ابریشمی من ...
35 وظیفه زن و شوهر در قبال یکدیگر
خواص ازدواج(کلیک کن بخند)
من از دوری تو مردم
عکس های شمال
یعنی میشه برگردی
ما دو تا ماهی بودیم
برای توعاشقانه می میرم
عاشقم من عاشق تو...
به پات میشینم تا همیشه
یه معشوقه میخواستم
اول شهریور(تولدم)
تو رو میخوام
منو هرگز نبخش...ای مهربونم
رفتنت طلوع ماتمه برام
الهی که خوشبخت بشه ،اینه دعای من ، براش
جملات زیبا با ترجمه انگلیسی
مطالبی در رابطه با عطر
داستان: کی عاشق تره؟
جملاتی از بزرگان در رابطه باعشق
دل رو گول زدن تا کی؟؟؟
جملات بسیار زیبا در رابطه با تجربه
حیف من...
حکایت زن و خدا
عشق تو شوک بود...
هرکاری کردم که تورو داشته باشم Tنشد...نشد...
هرجا که بری بازم حلالی
دیگه افتادی از چشمام
دوست داشتنی در کار نبود
دیگه خسته ام از با تو بودن...
ای خدا پس دل من چی؟
عشقمونو خود خواهیات به انتها رسونده
دانلود آهنگ گوگوش(بذار قسمت کنیم تنهاییمون)
من که از خودم گذشتم میتونم بگذرم از تو
چی میشه تو از اونا نباش...
می بخشمت...اما مثل یه بیگانه
واسه فراموشت کردنت باید به چی عادت کم؟
هنوزم زمستون به یادت بهاره
دانلود آهنگ
یا مردن یا تو...
دوست داشتنم دروغ نبود
دانلود شعرهای مریم حیدرزاده
قلب من، همه ی آرزوهاشو باخته...
با تو بستم دفترچه عشقم را
پیوندها
ماه شکلاتی
دانلود آهنگ های جدید
چکنویس های پر غلط یک جوان
در کوی عشق
مسافرعاشق
اونی که هر لحظه یادته منم (پسرعاشق)
کل بنداز با جنس مخالف
(ســـــــــــکوت اشـــــــک)
عاشقهای بی عشق
من و زنگی رنگارنگم ........
درایت پنهان
آواره88.گمونم وبلاگ جالبیه و آموزنده
بغض تنهایی
نمیدانم ها
{ p4r4d4ys_rez4}
منچستری ها
عاشقانه های شهرام و سحر
بهزاد لوتی
عاشقان بی نام و نشان
هر چی تو بگی
کلبه ي عشق
حریم عشق(علی)
طراحی کارت پستال(وبلاگ دومم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

 
کد جاوا اسکريپت و قالب ریگان با آدرسهای دوست داشتنی

انواع کد هاي جديد جاوا تغيير شکل موس