![]() |
![]() |
|
| در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن* یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن |
|
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه برای دل من واسه جسم خسته ام منی که غرورو توو چشمات شکستم سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد واسه من که برعکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه هنوزم زمستون به یادت بهاره توو قلبم کسی جز تو جایی نداره صدای دلم،ساز ناسازگاره سکوتم به جز تو صدایی نداره توو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستاتو بازم توو دستام ببینم ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
ما عاشق هم بودیم حسی که یه عادت نیست از من که گذشت اما این رسم رفاقت نیست اینکه منو از قلبت بی واهمه میگیری اینکه منو میبازی دنبال کسی میری وقتی همه ی دنیات تنهایی و غربت بود وقتی همه جا با تو احساس یه وحشت بود کی با همه ی قلبش بغض شبتو وا کرد؟ کی حال تورو فهمید ؟کی با تو مدارا کرد؟ باشه...برو حرفی نیست من از اشکم دلگیرم... حالا که دلت رفته دستاتو میگیرم ما هردو برای هم،هر ثانیه کم بودیم کی جز تو نمیدونه ما عاشق هم بودیم؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
چیزی نمیتونم بگم قراره از من بگذری چیزی نگو،می فهممت...باید از این خونه بری چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم؟ تا با یه دریا توو خودم خاموش خاموشت کنم تنهاییهامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم؟ واسه فراموشت کردنت باید به چی عادت کم؟ تو باید از من رد بشی من باید از تو بگذرم کاری نمیتونم کنم،باید بیفتی از سرم بعد از تو باید با خودم تنهای تنها سر کنم یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم؟ تا با یه دریا توو خودم خاموش خاموشت کنم چند سال از امشب بگذره با من یکی همخونه شه؟ احساس امروزم به تو تنها یه شب وارونه شه؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
خوش به حال منو تو که دلخوشیمون پیش هم نشستنه خوش به حال دل من که تشنه همیشه با تو بودنه خوش به حال آسمون که گریه هاش دنیارو عاشق میکنه خوش به حال عاشقا که دل هاشونو خدا دریا میکنه گلایه کم کن دلتو خالی ز غم کن ترانه خون باش و دوباره عاشقم کن دیگه بد تا نکن دیگه به دلم خون نکن غصه رو هدیه به این دل مجنون نکن |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
سلام مخصوص به دوستای گلم که میان و به من سر میزنن.منت میگذارید... امشب باز دلم خیلی گرفته!!! آخ الان دوس داشتم بشینم دل سیر گریه کنم...! ای خدا چی میشد این عشق رو نمی آفریدی.یا لاقل مارو اسیرش نمیکردی هی ی ی ی پدر عشق بسوزه... آهنگ وبلاگ رو عوض کردم از این آهنگ خیلی خاطره دارم،خیلی ی ی ی ی آخ یادش بخیر هرکسی عاشقه میفهمه من چی میگم اونی که زرنگ باشه برنده س منم که اون ته مها هستم برام دعا کنید مطمئن باشید من همه رو دعا میکنم.ما که به خواست دلمون نرسیدیم انشالله عاشقای واقعی برسن
خدایا نذار دلی بشکنه...!!!!
چه امیدی به این ساحل؟؟؟ خوشا دیدار ما در خاک..!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 3 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
گوگوش عاشقتم...!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 2 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
می بخشمت با عشق می بخشمت با اشک می سپارمت دست این راه بی برگشت می بخشمت وقتی توو گریه گم میشی با تویکی میشم وقتی که شب برگشت تقدیر ما این بود... ای آخرین همدم! یک روزم شعله ، یک عمر دور از غم مثل دو هم سلول دیوونه و گیجیم !!! ما توو حصار هم هرگز نمی گنجیم می بخشمت تا بشبم بغض طوفانه می بخشمت...اما مثل یه بیگانه پاییزه این تقدیر ای آخرین همدم! یک روزم شعله ، ولی یک عمر دور از غم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
دوسم داشته باش و رها نکن منو نشکن دل عاشق منو چی میشه عشقمونو نکشیم؟ دوسم داشته باش و رها نکن منو... نشکن دل عاشق منو عذاب سختی داره این گناه بزرگ بگو تو چطور میتونی ؟ شکستن قلب آدمارو چطور میتونی؟ چطور میتونی منو ویرون کنی؟ اون روزای خوب رو که گذروندیم چطور میتونی فراموش کنی؟ من به تو بدی کردم؟ چه خطایی مرتکب شدم؟ چی میشه عشقم ؟عشقمون رو نابود نکن برای خوشحالی تو مثل نور چشمام دوستت داشتم تا این روز به جز خواستن و داشتن تو چیزی نخواستم اما فقط یک چیز میخوام ازت عزیزم نرو...من بدون تو میمیرم عزیزم نرو...تو نور چشممی وایسا...نرو...دوستت دارم نمیتونم فراموشت کنم عزیزم نرو...تو در روحمی نمیتونم بیرونت کنم جونم...عشقم...یکی یه دونه ام... همه چیزم تو رو خیلی دوست دارم... تو نباشی من چکار کنم؟من بدون تو نمیتونم ببین...از وقتی رفتی دنیا برام تیره و تار شده به همه عاشقا میگم تا بشنون تلخی رفتنشون رو برای عشقشون نذارن چی میشه عزیزم تو از اونا نباش رهام نکن... رهام نکن... تو بری نمیتونم بدون تو نمیتونم در این دنیا بمونم ببین روزگارم سیاهه حق عاشقا این نیست تو از اونا نباش منو تنها نذار بگو حرفایی که گفتم دروغه؟ عاشق مگه ترک میکنه؟ کو عشقت؟کجاست دوست داشتنت؟ کی منتظرم بودی؟ میگفتی تو جون منی!!! اونی که گفت تو نبودی؟؟؟ کی میگفت ، عشقم تو رو خیلی دوست دارم از جونم بیشتر دوستت دارم تو همه چیز منی این حرفارو تو نگفتی؟ اونی که گریه میکرد تو نبودی؟؟؟ عاشقا همشون اینطوری شدن عشقاشون همه دروغه چی میشه تو از اونا نباش... عزیزم نرو... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
وقت گریه سرتو به شونه هام تکیه بده دل من راه تسلای تورو خوب بلده وقت گریه حلقه کن دستاتو دور گردنم تا که پر شه تنت از شمیم عطر بدنم گریه کن که گریه تسکین غم هر عاشقه دل عاشق وارث داغ گل شقایقه گریه کن تا غصه توو جوونی پیرت نکنه روزگار از عشق من دلگیر و سیرت نکنه وقت گریه همه ی حسمو هدیه میکنم پا به پای هق هقت مردونه گریه میکنم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
چه بگویم؟ سخنی نیست می وزد از سر امید، نسیمی؛ لیک تا زمزمه ای ساز کند در همه خلوت صحرا به روش نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست *** پشت درهای فرو بسته شب از دشنه دشمنی پر به کنج اندیشی خاموش نشسته ست بام ها زیرفشار شب کج، کوچه از آمدو رفت شب بد چشم سمج خسته ست *** چه بگویم ؟ سخنی نیست در همه خلوت این شهر،آوا جز زموشی که دراند کفنی نیست ونذر این ظلمت جا جزسیا نوحه شو مرده زنی نیست ورنسیمی جنبد به رهش نجوا را نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آبان 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
بعد از این با تو غریبم با تموم آشنایی بعد از این همه محبت بدتر از غریبه هاییبعد از این سایه به سایه،بین ما سایه میفته قصه مون سر زبون در و همسایه میفته بعد از این اگه تو رفتی مدتی تو رو ندیدم ممکنه با تو بمونم اما نه قول نمیدم دیگه تصمیمی ندارم از تو، باورم از تو من که از خودم گذشتم میتونم بگذرم از تو قلبمو از تو میگیرم یادمم میمونه اینبار عشقمو کنار عکسم بزنم سینه ی دیوار |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
راستی قابل توجه دوستانی که آهنگ قبلی رو نتونستن دانلود کنند! حتما ایراد از کامپیوتر خودشونه یا نتونستن چون چند نفر از دوستان این آهنگ رو دانلود کردن و خودمم امتحان کردم دانلود شد اینم دوتا آهنگ دیگه که درخواستی بوده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
کجایی ای رفیق نیمه راهم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
سلام
دوستای گلم از این به بعد توی وبلاگ آهنگ هم میذارم.حالا چه جدید چه قدیمی.اگرم دوس دارید میتونید درخواست بدید اگه آهنگی رو داشته باشم حتما براتون میذارم بالاخره یه تنوع بد نیست الان هم فعلا امتحانی آهنگ گوگوش(بذار قسمت کنیم تنهاییمون)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 2 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به تو باختمو تو این بازی رو بردی ،تبریک
زیر و رو شدم به روتم نیاوردی، تبریک بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی، تبریک مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات حق داری گریه هامو ببینی و بخندی آزادی تا به هر کی دوس داری دل ببندی روز من تاریک شد... تبریک شب به من نزدیک شد ، تبریک جاده ی عاشقی ما مثل مو باریک شد...تبریک |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|