![]() |
![]() |
|
| در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن* یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن |
|
راهی به جز جدا شدن از تو برام نمونده زخم زبونای تو هم قلب منو سوزونده میگفتی تقصیر منه اما خودت میدونی عشقمونو خود خواهیات به انتها رسونده دست منو توو دست غم گذاشتی برای من همیشه کم گذاشتی تموم بی وفاییاتو ای یار به گردن چرخ و فلک گذاشتی دست رو دست گذاشتی زندگیمون خراب شد لذت عاشق بودنم کنار تو عذاب شد میشد هنوز عاشق هم باشیم،اگه میخواستی نخواستنت برای من سوال بی جواب شد خیره شدن به عکس تو تموم دلخوشیمه پرسه زدن توو خاطرت معنی زندگیمه هزار دفعه یاد تو بود هزار تا بغض تازه دوستت دارم عزیز من این همه ی بدیمه!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
امشبم از اون شباست که دلم میخواد گریه کنم پیش چشم پاک بارون باز به خودم شکوه کنم تو جدا شدی چه ساده مثل برگ و باد پاییز گرچه توو بهار عشقت قلبت از عاطفه لبریز ای خدا پس دل من چی؟که شکستنش چه ساده اما من بازم میگردم دنبالت پای پیاده چه زود فراموشت شدم بازی دست روزگار توو ذهن تو به جای من یه سایه مونده یادگار میکشم پامو رو خاکا فارق از شوق پریدن من گرفتار زمینم من اسیر تورو دیدن اشک فقط سهم چشامه تویی که وارث دردی نفست بریده شده تو هوای کیو کردی؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
توی این دوره زمونه عشق یه جور بلای جونه دل به هرکسی که میدی شعر رفتنو میخونه اگه ای دل دیوونه سیر شدی ازاین زمونه کار ی کن عشق توو سینه بمیره زنده نمونه یه روزی با این بهونه که دلت شده دیوونه پا گذاشتی توی قلبم گفتی از غم زمونه گفتی روزگار نامرد دلمو شکست توو سینه گفتی بعد از اون جدایی عشق آخرم همینه برو دیگه نمیخوام این عشق شومو نمیخوام توو خواب ببینم آرزومو برو دیگه خسته ام از با تو بودن خسته از تلخی روزا رو شمردن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
دعا می کنم که نباشی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
یعنی یکی میخواد بمونه کناردلمو آتیش بزنه به هرچی دارمو ندارمو اگه دوسم داری، پیشم بمون... اگه میخوای بری تو تنهام بذاری واسه همیشه یه چیزی رو توو قلبم جا بذاری باشه قبول... کارات همش بهونه بود بازی بچه گونه بود دوست داشتنی در کار نبود عشق تو قلبمو ربود بگو کی بود؟؟؟کی بود؟؟؟ مردن واست ساده نبود اگه اینو میفهمیدی حتی اگه یه بار میشد به عشق من میخندیدی همه بهت گفتن که مرد...حتی تو اینم نشنیدی اینو بدون عزیز من،تو اشکامو باز ندیدی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
سلام دوستای خوبم که به وبلاگم سر میزنید و با نظراتون شرمندم میکنید!!! دوستان از این به بعد وبلاگم دیر به دیر آپ میشه چون دیگه مثل قبل وقت آزاد ندارم من امسال دیپلم گرفتم و چون طاقت نداشتم از درس عقب بیفتم برام دعا کنید...بازم منتظر نظرای خوشکلتون هستم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
دیگه افتادی از چشمام تو رو بر نمی دارم دستت واسه من رو شده آمارتو دارم میگفتی میای پیشم میرفتی جای دیگه آهسته برو ببینی کفشت پره ریگه فکر نکن که سر به راه میشم پای دروغت ارزشی برام نداره اون قلب شلوغت تو دروغ میگفتی عاشقی اما نبودی اون روزو میبینم که بمیری از حسودی یکی میاد که عاشقم بشه برام بمیره هدیه هایی که دادی به من ازم بگیرهمثل تو بهم دروغ نگه خالی نبنده سوتیاتو تعریف بکنمو بهت بخنده درس عبرتی باشه که من روا بدونم مثل تو نشه که بپره یه جا نمونم برو دنبال کارت واسه من حرفی نداری نمیخواد بری و بهونه تازه بیاری |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 4 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
عمریه که نشستم پای تو مگه نه اینکه دلو گذاشتم واسه تو مگه نه اینکه واسه تو هیچی کم نذاشتم کم نذاشتم... تقصیر تو نیست اگه دل من دیگه شده وابسته به تو اگه نبود دل من دلبسته به تو،غم نداشتم برو ولی بدون هرجا که بری بازم حلالی درسته که واست بازیچه بودم برو نازم حلالی دعای من پشت سرته عزیزم حالا هرجا که هستی آرزوی من خوشبختی تو،برو نازم حلالی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 4 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
نمونده اسمم رو لبات رفتی و جای طعنه هات همیشه آزارم میده وقت تلافی رسیده تنهایی باز کجا میری؟ همدم بی کسیت کی شد؟ هرکاری کردم که تورو داشته باشم نشد...نشد... چجوری حالیت بکنم کارایی که کردی با من هر چی میخوای بگو بگو فقط بهم طعنه نزن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
یه روز برفی از پیشم رفتی
با چشات گفتی دوباره واست بهارم دلو میذارم این تنها یادگاره عشق تو شوک بود به قلب خسته ام ببین که بی تو شکستم نکنه بمیرم تورو نبینم یخ کنه دستای خسته ام هنوزم آرزومه،دوباره دیدنت،آرزومه کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه همیشه پاییزه وقتی تو نیاشی قلبم بی تو اینجا میگیره بعد تو نه دریا نه طلوع فردا نمیتونه جاتو بگیره کاشکی میشد نبض لحظه رو بگیرم تا پیشم بمونی عزیزم بدون هرجا باشی یکی توی دنیا به یاد چشماته هنوزم |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 2 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
آخر این بازی منم دل،دل شکستمو چشم ، چشای خستمو دستای دل رو بستنو خیره به در نشستنو نه دیگه اون نمیاد اون دیگه بی تو میپره داره با کسی میره که خیلی از تو بهتره چی شد اون همه محبت و صداقت توو چشات زاغ کی رو باز زدی الهی که کور شه چشات آخر این بازی منم که تو رو از رو میبرم که داغ عشقو رودل سیاه و زشتت میزنم ایندفعه خامت نمیشم مست و خرابت نمیشم از غم عشق تو دیگه سر به بیابون نمیشم دل تو مثل بهار بود یه زمون چشم تو خیلی خمار بود یه زمون دل من بخشی عشقه تو و باز سر تو خیلی هوا بود یه زمون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
روزی که رفتی شکستی عهدی که زیر بارون با دل من بستی فکر کردم اگه بری بازم میای چون عاشقم هستی من ولی هنوز یاد اون عهدمون هستم هنوز از عطر موهات عاشقونه مستم چشمامو به روی چشم دیگرون بستم حیف من... حیف من... حیف من... گناه من عاشقی بودو به پات سوختم روزی هزار بار بازم چشم به راهت دوختم تو نبودی ومنم کنج دلم گفتم حیف من... حیف من...حیف من... توی زندون دل توحکم تیرمو نوشتن میمیرم از عشقت ولی میدونم که توو بهشتم جشن مرگمو میگیری با رقیبم مینشینی یه روز دوباره اما منو توو رویا میبینی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
ناتوان ترین مردم کسی است که از پیش آمدها و جزر ومد های روزگار تجربه نیاموزد.(امام علی)
کسی که یک بار مرا فریب میدهد برای او ننگ است ولی کسی که دوبار فریبم میدهد برای من ننگ است(ضرب المثل اسکاتلندی) معایب دیگران ، معلمان خوبی هستند(ضرب المثل آلمانی) تجربه نامی ست که همه افراد بر روی اشتباهات خود میگذارند(اسکاروایلد) تجربه، معلم سخت گیریست؛چرا که نخست امتحان برگزار میکند و سپس درسهای لازم را به شما میدهد(ورنون لاو) غالبا مردم نادان ،حماقت و بلاهت خویش را سرنوشت می نامند(سزار لیرورد) آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند،محکوم به تکرار آن هستند(سانتایانا) انسان سعادتمند کسی است که از هر خطایی تجربه ای کسب کند(سقراط) تجربه،مدرسه ای است که محصلین خود را با قیمتی گران بار می آورد(فرانکلین) تغییر یعنی به دست آوردن چیز جدید(جانسون) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
بازم دلم گرفته گریه ام اختیاری نیست آخه جز گریه منو کاری نیست یه عمره از محبت بی نصیبم ای خدا من غریبم ای خدا اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیارو ببینه از لبهای سردم خنده گریزونه راز دل خسته ام هیشکی نمیدونه بازیچه شدن تا کی؟؟؟ دل رو گول زدن تا کی؟؟؟ افسردگی تا کی؟؟؟ اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمیخوام چشمام دنیارو ببینه دل به هرکه دادم بی وفایی دیدم چه رنجایی که عمری از عشق کشیدم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 7 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
ای عشق من ، تنهام نذار تو که میدونی چه بی رحمه جدایی غم دنیا توو چشامه تو کجا و اون روزای آشنایی باورم نیست،خوابم انگار دیگه دستات ، محرم دستای من نیست چه غریبی وقت رفتن بی تو این دنیا جای عاشق شدن نیست گفتم از من باوفاتر گفتی میدونم ولی دل عاشقت نیست گفتم از تو یادگاری گفتی افسوس عشق تو شقایقت نیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند، اما هيچکس فکر نکرد که من شايد يک گل کاشته باشم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
هر جا که عشق خیمه زد جای عقل نیست(سعدی) برای مرد،عشق و محبت،لذت زندگیو برای زن،خود زندگی است.(دکتر سپهری) بهشت این دنیا عشق است و وفاداری (محمدحجازی) آنجا که عشق نمی یابید عشق ارزانی کنید عشق خواهید یافت(یوحنا) عشق بلاییست که همه خواستارش هستند(افلاطون) وقتی که موضوع عشق در کار است پای عقل می لنگد(مترلینگ) هیچ شکنجه ای دردناک تر از این نیست که انسان نه عشق بورزد و نه عشق نثار او شود(کامل موکلییر) عشق معمار زندگی است(هریه) عشق و عاشقی همه را شاعر میکند(افلاطون) عاشق حقیقی ، سعادت محبوبش را در نظر دارد(آلفرد دوموسه) عشق بهتر از ذره بین ،هرچیز خوب معشوق را بزرگ میکند(سیدنی) عشق،تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد(افلاطون) تنها وظیفه انسان عشق ورزیدن است(کامو) سعادتمند واقعی کسی ست که از یک عشق پاک بهره مند باشد(تولستوی) اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم(مادرترزا) زندگی با عشق هرگز تیره نیست(لئوبوسکالیا) عشق،چراغ زندگیست(تاکور) عشق میوه تمام فصلهاست و دست همه کس به شاخسارش میرسد(مادرترزا) گل بی آفتاب نمی شکفد و سعادت بدون عشق بوجود نمی آید(ماکسیم کورکی) پربارترین گنج ، قلبی عاشق است که با همه در آرامش است(جی پی واسوانی) هرکسی با عشق الهی متحد شود اندکی از بهشت را در زمین می آفریند(کاترین پاندر) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به تو باختمو تو این بازی رو بردی ،تبریک
زیر و رو شدم به روتم نیاوردی، تبریک بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی، تبریک مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات حق داری گریه هامو ببینی و بخندی آزادی تا به هر کی دوس داری دل ببندی روز من تاریک شد... تبریک شب به من نزدیک شد ، تبریک جاده ی عاشقی ما مثل مو باریک شد...تبریک |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|