![]() |
![]() |
|
| در شهر غربت ای خدا هرگز تو آزارش مکن* یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن |
|
ضیافت ها عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن ، دریا چه دریایی میان ما؟؟؟ خوشا دیدار ما در خاک چه امیدی به این ساحل؟؟؟ خوشا فریاد زیر آب خوشا عشقو !!! خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن!!! خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من منه تن خسته را دریاب مرا همخانه کن تا صبح نوازش کن مرا در خواب همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود ضیافت ها عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن ، دریا نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق خوشا عشقو خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن!!! خوشا از عاشقی مردن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند .آن ها عاشقانه ... یکدیگر را دوست داشتند
زن جوان : یواش برو من می ترسم مرد جوان : نه این جوری خیلی بهتره زن جوان : خواهش میکنم من خیلی می ترسم مرد جوان : خوب ، اما اول باید بگویی که دوست دارم زن جوان : دوست دارم ، حالا میشه یواشتر برونی مرد جوان : مرا محکم بگیر زن جوان : خوب ، حالا می شه یواش بری مرد جوان : به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بگزاری ، آخه نمی تونم راحت برونم اذیت می کنه روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید . در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
عطر یا اسانس چیست؟ عطر یا اسانس آمیزه و ترکیبی از روغن های اساسی از تقطیر گلها،گیاهان،علف ها،آب ،الکل و پایدارکننده هاست که وظیفه پیوند دادن عطرهای گوناگون را به عهده دارند.در ساخت ادکلن از 7 درصد تا 14 درصد عطر و اسانس(و سایر ترکیبات همچون الکل،آب،فیکساتور، fixativesکه وظیفه ترکیب بین اجزا را به عهده دارند)استفاده میشود و در ساخت دئو دورانت و انواع اسپری های خوشبو کننده هوا و بدن1% تا 5% عطر و اسانس ، 45% الکل و آب و 50% گاز مایع بی بو که در قوطی های مخصوص تزریق میشوند استفاده میشود.خصوصیات عطر اسانس خصوصیت عطر و اسانس این است که دارای رایحه های متفاوتی است که پس از استفاده اولیه و گذشت زمان و تبخیر افزودنی های آن ،بر مشام ظاهر میگردد. رایحه اولیه:رایحه ای است که چند دقیقه بعد از استفاده اولیه عطر احساس میشود. رایحه دوم:بویی است که معمولا 5 دقیقه بعد از استفاده عطر به مشام میرسد و معمولا بوی موادی ست که برای ملایم ساختن اسانس اصلی به ترکیب عطر و اسانس افزوده میشود. رایحه پایه:بوی اصلی هر عطر و اسانس میباشد که معمولا پس از گذشت 20 دقیقه بعد از استعمال عطر و اسانس ظاهر میگردد و این بو تا تبخیر کامل اسانس از محل استعمال استشمام میشود. انواع رایحه ها رایحه گیاه تازه مانند:پلوگرین رایحه گرم و تند مانند: آرامیس رایحه کاجی یا بلوطی مانند: گودلایف سبز رایحه خنک مانند : کول واتر رایحه شیرین مانند : آنجل و اسکیپ رایحه تلخ مانند: یاتاقان رایحه جنگل و چوب خشک تازه قطع شده مانند: چوب آرام رایحه گل ها - ملایم وطبیعی مانند : رز و یاس رایحه تنباکو مانند: ژان پل zhan pol)) رایحه ترش مانند:کترولئوپار رایحه ملایم وسبک مانند: هپی (hapi) رایحه سنگین و گیرا مانند: مارشال رایحه زمین جنگل و خاک مانند: کرون (karon) رایحه میوه ها مانند: سیب،موز،توت فرنگی رایحه مرکبات مانند: پرتقال و هوگوانرژی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 8 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
اگر می خوای صد سال زندگی کنی من می خوام یه روز کمتر از صد سال زندگی کنم چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم .If you live to be a hundred,
دوستی واقعی مثل سلامتی هست ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بدیم نمی دونیم True friendship is
یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا از پیشت رفتن is one who walks in when the rest of the world walks out
جلوی من قدم بر ندار، شاید نتونم دنبالت بیام. پشت سرم راه نرو، شاید نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بیا و دوستم باش walk in front of me, I may not follow. Don't walk behind me, I may not lead. Walk beside me and be my friend
دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن Friends are God's way of taking care of us
Friendship is one mind
من به تو تکیه می کنم و تو به من و اونوقت همه چیزمون مرتبه I'll lean on you and اگر تمام دوستام بخوان از یه پل رد بشن، من با اونا عبور نخواهم کرد، بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا If all my friends were
هر کسی چیزایی رو که شما می گین می شنوه. ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن. اما بهترین دوستان حرفایی رو که شما هرگز نمی گین می شنون
what you say. Friends listen to what you say. Best friends listen to what you don't say
. پدرم همیشه بهم می گه موقع مردن ، اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ، اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.My father always used to say that when you die, if you've got five real friends, then you've had a great life.; یه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی اونا رو واسه ات بخونه .
the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the words. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
هرگاه در وادي زندگي از غروب غم هاي بي عاطفه خسته شدي به ياد من باش كه دلم به ياد توست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
غصه نخور به یادش دیگه تمومه کارش دیدی خواستو خودش رفت تو دیگه بیخیالش دیدی رفتو تنهات گذاشت با یه دنیا غم جات گذاشت آخه دیگه اون نمیاد اصلا توو سینش دل نداشت اون بی وفا غرورتو شکستورفت اون بی خدا منو گذاشت با غم رها دل سنگ اون بی وفا دل من... دل من... دل من ... وای دل من حالا به یادش تک و تنها من نشستم با این غمها به یاد اون روز میخونم از ته دلم توو این شبها اون که به من میگفت میمونه کنار من تا همیشه میگفت هیچی نمیتونه باعث جدایی مون شه دل من... دل من... دل من ... وای دل من الهی که خوشبخت بشه اینه دعای من ، براش شاید خجالت بکشه اون دل سنگ بی وفاش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
بوسه های تلخ بارون تازیانه ی زمستون خشکی گلای گلدون انتظار با چشم گریون حتی گیه های مجنون حتی حیله های پنهون هیچکدوم بدتر از این نیست که دیگه همنفسی نیست دیگه فرهادی نمونده که بیفته یاد شیرین دلش از غصه بگیره شب افسرده و غمگین هیچکدوم بدتر از این نیست که محبت رو زمین نیست که دلت یاری نداره صبر و طاقت بیش از این نیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
امشب پر از سکوتم سرخورده وبد آهنگ آروم و بی تبسم گیج و مردد و منگ امشب پر از سکوتم ابری و سرد و تیره از این شکست مبهم مبهوت و مات و خیره میمیرم از کلامت میسوزم از نگاهت میپوسم از نبودت از اظطراب و آهت تنها ، تکیده ، محزون تلخ از سکوتم امشب سرد از نگاه فردا غرق توهم و تب دارم تن سکوتو آهسته میخراشم شاید بدون بن بست از حادثه رها شم امشب پر از سکوتم سرخورده و بد آهنگ آروم و بی تبسم غمگین و سرد و دلتنگ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
حالا وقت رفتنه ،قرار دیداری دارم با کسی که خواب نیست قرار بیداری دارم اونکه رأس ساعت عشق اومد مثل وهمی توی بیداری و خواب سر وقت عاشقی گذاشت و رفت شدش عکسی توی کهنگی قاب اما این نسبت بیداری و خواب می دونم که معنی مرگ منه حالا او لحظه سخت رفتنه دیگه قلب ساعتا نمی زنه دیگه تا لحظه بیداری نمونده مهلتی یه نفر در آخرین ثانیه ها منتظره میاد اون کسی که جنس لحظه نیست فقط اون همسفره ، فقط اون همسفره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
با تو موندم تا که آواز بخونم با تو موندم تا که تنها نمونم با تو موندم تا که پیش من باشی باتو موندم تا ازم دور نباشی با تو موندم تا ترانه ساز باشم با تو موندم تا ز غم رها باشم اما تو رفتی ز پیشم زدی تو تیشه به ریشم رفتی و تنهام گذاشتی جای تو غم مونده پیشم حالا من مثل غبار روی شیشه ام این تویی که تیشه زدی به ریشم ریشه هام خشک شده از غربت تو روحم افسرده شد از هجرت تو رفتنت طلوع ماتمه برام نشدی بی رنگ توو غروب لحظه هام کاش میشد روی صحنه فریا د بزنم کاش میشد اسمتو داد بزنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
لحظه ی سخت رفتنه هیچی توو قلب من نخون نگاه آخرین تو شعر جنونمو سرود از التهاب بی کسی پناه آوردم به جنون زندگی زندونه و بس وقتی نباشه همزبون خواستم فراموشت کنم اما خیالت نمیذاشت به غیر دیوونه شدن راهی جلو پام نگذاشت منو هرگز نبخش... ای مهربونم همیشه بد بودم اینو خوب میدونم بهتره نشناسی منو من که با تو بد بودم تنها از عشق و عاشقی شکستنو بلد بودم لایق بودنت نبود قلب حقیرم می دونم ... حقمه تا آخر عمر تنهای تنها بمونم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
سلام عشقم هنوز شعرام فقط حس تو رو داره اگه بارونیه چشمام دل تو کم نمیذاره اگه تا پنجره پل زد نگاه آبی دریا تمام وسعت قلبم به نام تو همین حالا همین حالا که پروانه کنار یک پلاک افتاد دل تو بغضشو ساده به دلتنگی مادر داد همین حالا اگه رفتن مث نبض یه خورشیده ستاره رفتن ماه به جشن لاله ها دیده اگه دلگیرم و غمگین اگه مهتابیه حرفام میدونم که تو میدونی که من اینجا تورو میخوام نگاه کن سادگی هامو من امشب بی تو بی تابم من امشب از تو پرسیدم اگر چه غرق در خوابم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
عشق من منو صدا کن منو از خودم رها کن یا جای مرده ی دل آتشی تازه به پا کن تو منو از نو بنا کن عشق من منو صدا کن قصه مو بی انتها کن رو به روت آیینه بگذار ابدیتی بنا کن عشق من منو صدا کن قصه ی نگفته ام من تو بیا روایتم کن عشق من مرمتم کن از عذابم راحتم کن ای صدای تو نهایت راهی نهایتم کن عشق من منو صدا کن منو از نو بنا کن رهسپار قصه ها کن تو به خاکستر نگاه کن آتشی تازه به پا کن ای بهارم انتظارم من زمین بی بهارم شوره زار انتظارم چهره ی شکسته دارم روح و جسم خسته دارم به در ویرانه ی دل بغض کهنه بسته دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
وقتی سکوت می کنی جهان سقوط میکنه دوران مرگ میرسه دریا سکوت میکنه وقتی سکوت می کنی به مرز اشک میرسم هر لحظه بغض میکنم بی تو هنوز بی کسم آرامشی به من ببخش آیینه ی تلاطمم رها شدم از تو ولی توی هوای تو گمم دچار پرپر زدنم میون طوفان نگات غروبمو حس میکنم تو هرم شعله ی چشات جدایی از تو ساده نیست تو بخشی از روح منی دنیامو ویرون میکنی وقتی به فکر رفتنی وقتی تو نیستی اشکامو با چه کسی قسمت کنم بگو چگونه بعد تو به مردنم عادت کنم...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
انگار باید تولدمو تنها جشن بگیرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم شهریور 1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط نفرین شده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به تو باختمو تو این بازی رو بردی ،تبریک
زیر و رو شدم به روتم نیاوردی، تبریک بودن و نبودنم برای تو فرقی نداشت واسه مرگ عاشقت غصه نخوردی، تبریک مبارک دلت باشه این همه بی احساسیات حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات حق داری گریه هامو ببینی و بخندی آزادی تا به هر کی دوس داری دل ببندی روز من تاریک شد... تبریک شب به من نزدیک شد ، تبریک جاده ی عاشقی ما مثل مو باریک شد...تبریک |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|