![]() |
![]() |
|
| برای دوست خود یک دفعه تمام محبتت را ظاهرمکن زیرا اگراندک تغییری درتو بیاید تو را دشمن می دارد. |
|
ولی خاطرات هنوز توو ذهنمه با خیلیاتون که میایید به وبلاگ خاطره دارم انشالله که این دوستیا ادامه داشته باشه و من هم بتونم بهتر از این بنویسم اما خودمونیم آمار وب چقد کمه مگه نه؟؟؟ خیالی نیست مهم اینه شماها هستید این عکس هم تقدیم به همه دوستای گلم که میان به وبلاگ
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 8 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 8 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 7 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
برو دیگه برای تو جایی نمونده توو این دلم این همه بد کردی به من،اینم جوابشه گلم یادم نیار که خواستنت برام شده یه دردسر خاطره هات مال خودت،عشقتو بردار و ببر برام شده یه دردسر،عشقتو بردارو ببر از گریه هات حرفی نزن،دیگه فداکاری نکن تو که به فکر خودتی برای من کاری نکن فکر میکردی تو نباشی بعد تو تمومه کارم؟ تو میخوای بری از اینجا منم اصراری ندارم فکر میکردی که نگاهم بعد تو غمگین و تنهاست؟ من دیگه ازت گذشتم اشتباه تو همینجاست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 7 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
برو ببین دل کی رو شکستی که آه اون دامنتو گرفته ببین کجای کار تو میلنگه که حال و روزت اینجوری گرفته برو ببین سادگی کدوم دل تورو یه گرگ تشنه بار آورده نگاه عاشقونه کدوم چشم فریب صحنه سازیاتو خورده چیه دلیل این که پشت سر هم زخمی زخم ، اگه یه پنجه میشی چه مرگشونه ناله های تلخت؟ برای چی همش شکنجه میشی؟؟؟ ببین زدی دل کیو سوزوندی که حالا مهره ی دل تو سوخته برو ببین کیو به چی فروختی که اینجوری اونم تورو فروخته تلافی کدوم دروغه هر شب؟؟؟ کابوس تنها شدنو میبینی تقاص عشق بار چندمیته؟ که خواب غم کفن رو میبینی |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 4 قبل از ظهر توسط پریسا |
|
|
روزی که دلم رو بردی فکر این روزا نبودم
تو میگفتی توی قلبت تنها من زندونی بودم کاشکی تا آخر دنیا اسیر قلبت میموندم بهتر از این بود که حالا غزل مرگو میخوندم رفتیو حتی یه بارم پشتتو نگاه نکردی سر این فکرم نبودی نگو نه وفا نکردی جای عکس من توو قلبت عکس دیگرون میذاری دستشو بغل میگیری تا سحر باهاش بیداری گل من جوونه کردی این منم پژمرده میشم باشه اشکالی نداره تو بمون منم که میرم گله ای ندارم از تو،واسه تو دارم میمیرم اما یادت باشه اونجا انتقام ازت میگیرم روی نامه هاتو عکسات خونمو میخوام بریزم مینویسم و خوندم زیر لب من دوستت داشتم عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 4 قبل از ظهر توسط پریسا |
|
|
باز دوباره خبری از تو بی وفا ندارم میدونم به جز گلایه دیگه چاره ای ندارم اگه بشنوم صداتو، اگه گم کنم چشاتو بدون که من میمیرم،دوست دارم حال و هواتو اما تو یه بی خیالی،سر رو پای کی میذاری؟ تو میگفتی از نگاهش حتی از عشقش بیزاری نمیخوام عاشق بمونم حرفای تو یه دروغه دل بریدن و گذشتن؟آره،اینم یه دروغه بعد رفتنت بگو به شوق کی زنده باشم؟ واسه دیدن چشات تا کی باید بیدار باشم؟ بگو من با تو چه کردم؟مگه عاشقی نکردم؟ دل سپرده ی تو هستم،به جز این گناه نکردم بین عاشقی و نفرت فاصله قد یه لحظه ست بذار عاشقت بمونم زندگی همین یه لحظه ست میگمو گفتمو میگم تو بخوای از اینجا میرم میدونم اینو میدونی واسه چشات میمیرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط پریسا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 0 قبل از ظهر توسط پریسا |
|
|
ای دریغ از غرش شیران تنگستان من تیر شلاغ ردای خواب هم خونان من زخم گوله بردل یاران من آه آه هموطن برخیز تو ای غمخوار من دست تو دشنه بدوش گیتار من نقش کنید در کوچه ها با خون خویش جان دهم تا چون نمیرد خاک من تشنه ام تشنه آبهای شمالم عاشقم عاشق ریگهای کویرم آرزوم مردن در روز بزرگ سنگ قبرم باشه از البرزپیرم آه آه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
آخ که چه ساده میگذری رو قلب من پا میذاری وقتی میگی میخوام برم غم روی غمهام میذاری یه روز میگی خسته شدی یه روز میگی دوسم داری یه روز توو اوج بی کسی میریو تنهام میذاری از تو مینویسه یه عاشق بی بهونه اشک سردش میریزه روی گونه نیستی ببینی ستاره ی من آسمون دلو گم کرده دوباره بخت سیاهش دلو میسوزونه،طفلی دل من که بیگناهه امشب دوباره این دل تنگم دیوونه میشه از غصه ی رفتن خاطراتو برام میاره ابر خزون روی گونه ی سردم بازیچه ی دست تو بود این دل صاف و صادقم تو که دم از غم میزنی نمی دونی که عاشقم یه روز میگی خسته شدم یه روز میگی میخوام برم بیا بمون توو لحظه هام دردتو با جون میخرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
اون نگات همینه،قصه ی عشقمو قصه ی رهایی از تموم غصه ها غمگینی و تلخی جاده ها که جدا شدیم از هم ما بی تو تهی شده لحظه لحظه های من رفتی تو پر کشیده شادی از چشمای من وای که چه خسته و دور تنهای تنها شدم ای وای...ای خدا... تموم شد دیگه حرفی واسه ما نمونده واسه خستگی گیتار من به جز ناله ساز چیزی نمونده حالا من تنها شبا با رویای تو میخوابم ولی وقتی تو نیستی پیشم باید با چه امیدی بیدار شم؟؟؟عشق من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 9 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 2 بعد از ظهر توسط پریسا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان.من پریساهستم دانشجوی رشته گرافیک.تهران.
این وبلاگ رو تقدیم میکنم به همه عاشقا خیلی خوشحال میشم نظراتون رو راجع به وبلاگم بدونم امیدوارم با کمک شما بتونم بهتر از این مطالب ارائه بدم |
|
RSS
|